آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
172
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
است ، و آن امارت پناه آنجا رفته بر طرف كرده ( ؟ ) شايد آن امارت مآب از واردين آن صوب شنيده باشد و خاطرنشان حضرات پادشاهان فرنگ شده باشد كه از تاريخى كه آن امارت مآب رفته تا حال ما را چه محاربات عظيم با لشكر روميه واقع شده و چه قلعههاى معتبر از ايشان گرفتهايم ، و درين چند سال كه ما با ايشان در محاربه و مجادلهايم اصلا از جانب سلاطين فرنگ حركتى واقع نشده و نشنيديم كه ايشان هم از آنطرف حركتى كرده باشند . بههرحال خود بههمان طريق با ايشان در محاربه و مجادلهايم و دست از محاربه باز نمىداريم . مىبايد كه آن امارت مآب به نوعى سعى نمايد كه حضرات پادشاهان فرنگيه در محاربه ترك ساعى بوده تقصير ننمايند . و آنچه در باب ابريشم نوشته شده ، [ كه ] بعد از اين ولايت عجم ابريشم به حلب نبرند و به هرمز آورده در آنجا بفروشند ، و دوستى كه فرنگيه با روميان بهجهت آمدوشد حلب و بردن ابريشم اظهار مىنمايد بر طرف شود ، بسيار خوبست . چه بهتر از اين كار كه ابريشم عجم به هرمز آورند و تجار فرنگ امتعه و اجناس فرنگ به هرمز آورده بفروشند . و در عوض ابريشم ببرند . انشاء الله تعالى بعد از اين مقرر مىفرمائيم كه تجار عجم ابريشم را به هرمز آورده بفروشند . ايشان نيز مقرر دارند كه در هرمز با سوداگران سلوك خوب كرده خرج زيادتى نگيرند كه باعث رغبت سوداگر شود ، و هرگاه سوداگر بشنود كه خرج كمترست و صرفه درآوردن هرمز است جهت فايدهء خود به هرمز مىآورند . و در هر باب مراسم دولتخواهى بهجاى